لینک کوتاه:
بیوگرافیتولدموسیقیموسیقی ایرانهنرمندان

متولدین ۰۴ آبان سینما ، تئاتر و موسیقی؛ سعید راد

به گزارش کامینگ سون موزیک: احمد سعید حق‌پرست راد مشهور به سعید راد (زادهٔ ۴ آبان ۱۳۲۳ در تهران) بازیگر و نمایشنامه نویس ایرانی است. راد پس از اینکه در اواسط دهه ۱۳۶۰ ممنوع التصویر شد، ایران را ترک کرد و در سال ۱۳۷۸ پس از سال‌ها دوری از سینما به وطن خود بازگشت و حرفهٔ خود را تاکنون ادامه داده‌است.

نام اصلی احمد سعید حق‌پرست راد
زمینه فعالیت سینما
تولد ۴ آبان ۱۳۲۳ ‏(۷۵ سال)
تهران
ملیت ایرانی
پیشه بازیگر
سال‌های فعالیت ۱۳۶۳–۱۳۴۷۱۳۸۲–تاکنون
همسر(ها) نوش‌آفرین (ا. ۱۳۵۴–۱۳۶۲)
فرزندان سام و نگاه

زندگی‌نامه

وی در شهر جونقان چشم به جهان گشود و بعد از پنج سالگی به همراه خانواده به محله‌ای در شمیران (تجریش) درون کوچه‌ای به نام فردوسی سکنی گزید، کوچه‌ای مشهور که به انتهای آن نامِ «کوچه روشنفکران» اطلاق می‌شد و در آنجا خانهٔ جلال آل‌احمد، نیما یوشیج، علی آزاد و داریوش رفیعی نیز قرار داشت. به گفتهٔ خودش او و «شراگیم یوشیج» پسر نیما، دوست بوده‌اند.

دوران تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ نیکی علاء آغاز نمود. سپس در مدرسهٔ شاپور تجریش (نام دیگر رشید یاسمی) که محل کنونی موزه سینما است، دوران دبیرستان خود را شروع کرد.

جلال مقدم دبیر انشاء او در مقطع اول دبیرستان بوده‌است. همچنین در ادامه می‌گوید با توجه به دوستی‌اش با فرخ ساجدی و متناسب با آن، بازیِ ساجدی در فیلم پنجره (ساختهٔ جلال مقدم، ۱۳۴۹) توانسته در صحنهٔ فیلم‌برداری فرصت دیدار او را دوباره بدست بیاورد. با او گفت‌وگو می‌کند و به خاطرش می‌اندازد که او دبیر انشاء وی بوده‌است و مقدم در جواب به طنز پاسخ می‌دهد: “حالا خُب که چی؟!”.

از تفریحاتش در دوران دبیرستان از بسکتبال یاد می‌کند. از افتتاح سینما بهار در زمانی یاد می‌کند که او یک جابجایی در دوران تحصیل متوسطه (از کلاس هشتم) داشته و به مدرسه اندیشه (مدرسه ایتالیایی‌ها) منتقل شد و از احمد نجفی و برادرانش به عنوان شاگردان درس‌خوانِ و دوست خود در آن مدرسه یاد می‌کند.

رشته تحصیل او طبیعی (تجربی) بود. پس‌از پایان تحصیلات متوسطه، مقطع دانشگاهی را در دانشگاه کشاورزی کرج (پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران) ادامه داد.

در ادامهٔ جوانی از جذب خود به رشتهٔ بولینگ می‌گوید و در این رشته به قهرمانی نیز رسید. از اساتیدش در این رشته از کامبیز کیانی و محمد شهریاری یاد می‌کند. پاتوق او در مجموعه فرهنگی ورزشی شهید چمران (بولینگ پرسپولیس: علی عبدُه) بوده‌است. از خاطراتش در این مجموعه پیرامونِ دیدار علی زرین‌دست می‌گوید که از طرف او به سعید راد پیشنهاد بازیگری شده‌است که در جواب نه می‌گوید.

همچنین به حضور برادر علیرضا زرین‌دست، محمد زرین‌دست (تونی) در آنجا اشاره می‌کند که هاشم خان (محمد زرین‌دست) را در آنجا به نمایش گذاشته‌است.

از سال ۱۳۴۷ به فعالیت در سینما پرداخت. در سال ۱۳۵۰، با بازی در فیلم فاتحین صحرا بازیگری را آغاز کرد.

سعید راد در گفتگو با فریدون جیرانی در برنامه آپارات شماره ۱۱ به این نکته اشاره می‌کند که عباس شباویز به دلیل همزمانی ساخت فیلم همای سعادت (تاپی چاناکیا، ۱۳۵۰)، این پروژه باعث شد مدتی متوقف بشود که در نهایت سعید راد به دلیل همذات‌پنداری بسیار با کلیت و سوژهٔ فیلم سهم خود را در یک آژانس تبلیغاتی فروخت و در این کار تزریق کرد. اما باز در نهایت کار به اتمام نرسید و مجدداً فیلم دچار وقفه شد. این‌بار باربد طاهری (داماد عباس شباویز) به پروژه اضافه می‌شود و سهم راد را تسویه می‌کند و تهیه‌کنندگیِ دوم را برعهده می‌گیرد.

در فیلم هزار بار مردن (جلال مهربان) او با علی آزاد و مهدی فخیم‌زاده همبازی بوده‌است.

سعید راد، پس از اینکه در اواسط دههٔ ۱۳۶۰ ممنوع‌التصویر شد، ایران را ترک کرد و مدتی در لاهور، پاکستان، هند، کانادا و ایالات متحدهٔ آمریکا به‌سر برد. وی در سال ۱۳۷۸ به وطن بازگشت و پس از سال‌ها دوری از سینما، در دوئل به کارگردانی احمدرضا درویش ایفای نقش کرد. او همچنین پدربزرگ آدام همتی بازیکن فوتبال ایران می‌باشد.

آثار
سینمایی

سال تولید نام فیلم کارگردان نقش
۱۳۹۲ عشق و جنون حسن نجفی بایرام
۱۳۹۲ پایان خدمت حمید زرگرنژاد سروان بابکان
۱۳۹۲ چ ابراهیم حاتمی کیا تیمسار فلاحی
۱۳۹۰ گیرنده مهرداد غفارزاده حاج صمد
۱۳۹۰ پروانگی قاسم جعفری
۱۳۸۲ دوئل احمدرضا درویش
۱۳۶۶ رد پایی بر شن محمدرضا هنرمند
۱۳۶۳ عقاب‌ها ساموئل خاچیکیان منوچهر اسماعیلی
۱۳۶۲ دادشاه حبیب کاووش دادشاه
۱۳۶۲ عبور از میدان مین جواد طاهری
۱۳۶۱ برزخی‌ها ایرج قادری
۱۳۶۰ خط قرمز مسعود کیمیایی
۱۳۶۰ فرمان کوپال مشکوت
۱۳۶۰ مرز جمشید حیدری
۱۳۵۷ با عشق مردن اکبر صادقی امیر
۱۳۵۷ ساخت ایران امیر نادری علی
۱۳۵۷ گدای اشراف‌زاده عزیزاله بهادری
۱۳۵۶ آقای لر به شهر می‌رود امیر شروان
۱۳۵۶ خاکستری مجید صفار
۱۳۵۶ سفر سنگ مسعود کیمیایی غربتی(کولی)
۱۳۵۶ سکوت بزرگ محمود کوشان
۱۳۵۶ هزار بار مردن جلال مهربان
۱۳۵۶ همراهان امیر شروان
۱۳۵۵ جدال عزیزاله بهادری
۱۳۵۵ قاصدک محمد صفار
۱۳۵۴ دزد سوم عباس شباویز ابی
۱۳۵۴ دو آقای با شخصیت امیر شروان
۱۳۵۴ شرف عزیزاله بهادری
۱۳۵۴ کمین کامران قدکچیان امیر
۱۳۵۴ هدف ایرج قادری
۱۳۵۳ آب حبیب کاووش
۱۳۵۳ خشم و خون ناصر محمدی
۱۳۵۳ کنیز کامران قدکچیان امید
۱۳۵۳ مرد شب اسماعیل پورسعید ابرام چاخان
۱۳۵۳ مسلخ هادی صابر
۱۳۵۲ تنگنا امیر نادری علی خوشدست
۱۳۵۲ تیغ آفتاب امیر شروان منصور
۱۳۵۲ خروس شاپور قریب علی
۱۳۵۲ خورشید در مرداب محمد صفار راد
۱۳۵۲ سالومه مهدی ژورک خلیل
۱۳۵۱ صادق کرده ناصر تقوایی صادق
۱۳۵۱ صبح روز چهارم کامران شیردل امیر
۱۳۵۱ طغرل سیامک یاسمی
۱۳۵۱ کافر فریدون گله مهدی کافر
۱۳۵۱ مردی در طوفان خسرو پرویزی عبدالله
۱۳۵۰ الکلی محمدعلی جعفری
۱۳۵۰ خداحافظ رفیق امیر نادری
۱۳۵۰ فاتحین صحرا محمد زرین دست

مجموعهٔ تلویزیونی

دل (۱۳۹۸ منوچهر هادی) – شبکه نمایش خانگی
ترور خاموش (۱۳۹۸ احمد معظمی)
زنده به گور (۱۳۹۴ علی جناب) – فیلم ویدیوئی
سرزمین کهن (۱۳۹۲ کمال تبریزی)
در چشم باد (۱۳۸۹–۱۳۸۸ مسعود جعفری جوزانی)

تله‌فیلم (فیلم تلویزیونی)

ساعت به وقتِ صفر (۱۳۹۰)

جوایز

برندهٔ تندیس سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد در ششمین دورهٔ جشنوارهٔ سپاس، برای فیلم تنگنا – ۱۳۵۳
برندهٔ دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد در بخش نگاه نو سی‌امین جشنوارهٔ فیلم فجر، برای فیلم گیرنده – ۱۳۹۰

پیام امیر نادری

امیر نادری در برنامه کافه آپارت با میزبانی فریدون جیرانی در قسمت یازدهم (۱۸ دی ماه ۱۳۹۸) خود پیامی از امیر نادری خطاب به مهمان برنامه «سعید راد» پخش می‌کند.

آقای جیرانی، من امیر نادری‌ام، خیلی خیلی ممنون که شما توجه دارین به فیلم تنگنا من که مالِ هزار سالِ قبله (با خنده) و امیدوارم که کپی خوبی داشته باشین که بتونین نمایش بدین یا راجع‌بهش صحبت کنین و نوکر آقای سعید رادِ عزیزم هم هستم، دوست عزیزم، همکارم، برادرم.. همه چیز و من الان در جزایر ژاپن هستم.. نیستم دمِ دست، هیچ‌جور! تا آخرِ ژانویه اینجا، من نیستم. آخر ژانویه برمی‌گردم، اگر اون موقع بود هر کاری خواستید، من می‌کنم با خوشحالیچون تنگنا یکی از قلب‌های زندگی منه.. قربونتون بشم، خیلی خوشحالی آقای جیرانی، تازه حالا فهمیدم شما کی هستین.. خانمِ [?] گفته بودن فریدونِ جیرانی من یه خُرده گیج بودم.. فهمیدم… امیدوارم خوب باشین، سلام به سعید عزیز برسونین، قربون شما.. کات!

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − نوزده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن