در همآمیختگی «موسیقی» و «مناجات» مسیری ارزشمند و مشخص در ساحت موسیقی کشورمان است که طی دهههای گذشته به واسطه حضور هنرمندان و ذاکران اهل بیت (ع) در قالبهای مختلفی پیش روی مخاطبان قرار گرفته و توانسته است در گونههای تعریفشدهای جایگاه ویژهای برای خود کسب کند. فرآیندی به شدت قابل اتکا که از دیرباز محل رفت و آمد هنرمندان ارزندهای بوده که هر کدام با توسل به داشتههای تجربی یا علمی خود از موسیقی، ارادت خود را به پیشگاه حضرت پروردگار اعلام کردهاند. عرض ارادتی موسیقایی که طبیعتاً اوج آن را میتوان در ایام ماه مبارک رمضان دید و شنید که چگونه هنرمندان پیشگام موسیقی ایرانی، توانستند آثاری را خلق کنند که با الهام از نیایشها، ادعیه و حتی آیات قرآن مجید هرکدام تبدیل به آثاری ماندگار در تاریخ موسیقی این سرزمین شدند.
آثاری که اگرچه در چهار پنج سال اخیر از تولید کیفی و کمی آنها کاسته شده اما همچنان در حوزه توجه و عنایت تعدادی از هنرمندان قرار دارد و میتواند در روزگار دعواها، تلخیها، ناملایمات و گلایههای متعدد انسان امروزی، برای آنهایی که گوشه چشمی به موسیقی جدی و موسیقی ایرانی دارند، پناهگاهی مستحکم در دریافت آرامش و پرواز به سوی معبود باشند؛ آثاری که شنیدن آنها به ویژه در ایام ماه مبارک رمضان طعم شیرینتر و جذابتری دارد که ای کاش برای همه ما فرصتی پدید آید تا بتوانیم در چند دقیقه کوتاه، یک تجربه موسیقایی ناب را در ضیافت «مناجات» و الحان موسیقی از سر بگذرانیم.
طی سالهای اخیر هم برخی از هنرمندان، مجموعهها و مراکزی که در حوزه موسیقی آئینی فعالیتهای مستمری دارند، تلاش خود را انجام دادهاند تا به واسطه بهره مندی از ویژگیها و گنجینههای نهفته در موسیقی ردیف دستگاهی و موسیقی نواحی ایران دست به تولید و یا بازسازی آثاری بزنند که طی سالهای اخیر و حتی دهههای گذشته با حضور هنرمندان صاحب نام این عرصه به ویژه آواز پیش روی مخاطبان قرار گرفتهاند. آثاری که با اتکا به گونههای آئینی چون «مناجات خوانی» که از گذشتههای دور رسمی ارزشمند در ماه مبارک رمضان تلقی می شده و در جغرافیای ایران عزیز از تنوع زیادی هم برخوردار است، توانستهاند لحظات نابی را برای روزه داران فراهم کنند.
جمع آوری و تدوین چنین مجموعههایی که دربرگیرنده ابعاد بسیار گوناگونی در حوزههای مختلف موسیقی بوده، امری دشوار و البته اجتناب ناپذیر است که باید برای حفظ و نگهبانی این میراث گرانبها تلاشهای مضاعفی به خرج داد، شرایطی که اگرچه طی سالهای اخیر به واسطه حضور مجموعههایی چون مرکز موسیقی حوزه هنری، دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرکز موسیقی انقلاب اسلامی (مأوا)، دفتر موسیقی و سرود سازمان صداوسیما، مرکز هنری رسانهای نهضت و برخی دیگر از نهادها سعی در احیای موسیقی آئینی و مذهبی ما داشته، اما به لحظ فنی قطعاً دربرگیرنده مؤلفههای گوناگونی است که از درون آنها میتوان پی به ارزشهای والاتر و ارجمندتر موسیقی ردیف دستگاهی ایران برد. حتی اگر بدانیم چنین آثاری شاید مشتمل بر تعداد کمتری از مخاطبانی باشند که در این سالها به شدت ذائقه خود را خواسته یا ناخواسته در حال تغییر میبینند.
باید پذیرفت که تولید، بازسازی و تدوین آثار موسیقایی که ریشه در باورها، آئینها و اعتقاد الهی ما ایرانیان دارد امری لازم و جدی به ویژه در روزگار پربحران فرآیند تولید و عرضه موسیقایی است که میبایست با اتکا و دانش هنرمندان پیشگام این عرصه هم در قالب به روز و هم قالب تاریخیاش در دسترس مخاطبان و پژوهشگران قرار گیرد. شرایطی که بی تردید لازمه شناخت هویت فرهنگی هر یک ما از ایرانیهایی است که بدجور خودمان را به شرایط فعلی روزگار بدون توجه به آنچه میراثدار آن هستیم، سپردیم و لازم است با شنیدن آثاری که میتوانند به سهم خود بخشی از شناسه هویتی و اعتقادی ما ایرانیان باشد، رجعتی موسیقایی به این میراث داشته باشیم؛ رجعتی که میتواند دربرگیرنده انتقال آرامشی باشد که انسان امروزی از پس اتفاقات، مشکلات و بحرانهای ریز و درشت روزگار خود می توانند از آن به عنوان پناهگاهی ملهم از آموزههای اعتقادی و الهی بهره گیرد.
آنچه در سلسله گزارشهای «مناجاتهایی که با موسیقی شنیدنی شدند» پیش روی مخاطبان قرار میگیرد، تلاش برای رجعت دوباره به بخشی از آثار مهم موسیقایی در حوزه مناجات خوانی و موارد مشابهی است که در ایام ماه مبارک رمضان به واسطه آثاری در قالب آلبوم، تک آهنگ و یا یک اثر موسیقایی- مذهبی پیش روی مخاطبان قرار گرفتهاند.
در چهاردهمین شماره از این سلسله گزارش ها به سراغ پروژه موسیقایی «مناقب خوانی در ایران» به روایت و پژوهش هوشنگ جاوید رفتیم که شهریور سال ۱۴۰۲ در قالب ۴ آلبوم توسط مرکز موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در دسترس علاقه مندان قرار گرفت.

مناقب خوانی علوی در مقام آوازی «اری وه» لری به خوانندگی حمید سبزعلی از خرم آباد، مناقب خوانی علوی به خوانندگی روانشاد حجت الاسلام محمدعلی رجبی کیاسری از ساری، مناقب خوانی علوی به خوانندگی مرحوم براتعلی زابلستانی از منطقه بهشهر مازندران، مناقب خوانی علوی به خوانندگی مرشد ولی الله ترابی از منطقه ری، مناقب خوانی علوی ترکی قشقایی به خوانندگی زنده یاد شوقعلی رئیسی از منطقه دژکرد اقلید فارس، مناقب حسینی (مرثیه و مصیبت) به خوانندگی شوقعلی رئیسی از منطقه دژکرد اقلید فارس، مناقب علوی با ذکر دوازده امام به خوانندگی و ذکر خلیفه جلال زند سلیمی از سنندج، مناقب حسینی (غزل خوانی تهران) به خوانندگی رضا آقامحمد کدخدا از تهران، مناقب علوی (غزل خوانی) به خوانندگی اکبر درویش بلبل از یزد، مناقب مهدوی به خوانندگی مرحوم نورمحمد درپور از تربت جام خراسان رضوی، مناقب علوی به خوانندگی صمد حبیبی از تالش گیلان قطعاتی هستند که در این آلبوم گنجانده شده اند.
در بخش دیگری از آلبوم نیز «روایت شمعون و حضرت علی (ع)» به خوانندگی و دوتار نوازی روانشاد غلامرضا آلمه جوقی از منطقه قوچان خراسان رضوی، «بحر طویل خوانی» به خوانندگی و دوتار نوازی ابوالفضل صدیق از قوچان، «روایت و توسل» به خوانندگی و دوتار نوازی مرحوم احمد قلی احمدی از شهرکنه قوچان، «روایت و ستایش» به خوانندگی و نوازندگی رباب مرحوم حسان چنانی زاده از منطقه شوش خوزستان، «ستایش و توسل»، «توسل و مدد» و «ستایش خوانی» به خوانندگی و نوازندگی دف خلیفه جلال زند سلیمی از منطقه سنندج، «امیری خوانی» به خوانندگی و نوازندگی نی بومی روانشاد ابوالحسن خوشرو، «مناقب خوانی علوی» به خوانندگی و نوازندگی قیچک سیستانی حبیب الله قادرآتشگر از منطقه زابل در دسترس شنوندگان قرار گرفته است.
«روایت ولادت حضرت علی (ع)» با اجرای روانشاد مرشد سید مصطفی سعیدی از منطقه یکه دانگ لرستان، «روایت ستایش گل» با اجرای مرحوم مرشد عباس بهاری از منطقه بروجرد لرستان، «روایت حیّ دَر – کودکی علی (ع)» و «روایت بند قنداقه» با اجرای مرشد محمد عترفیان از منطقه کاشمر خراسان رضوی، «روایت فتاح (قنبر)» با اجرای مرحوم مرشد ولی الله ترابی از منطقه ری تهران، «روایت رسیدن آخرالزمان» با اجرای مرشد محمد عارفیان از کاشمر و «روایت بخشش علی (ع)» با اجرای درویش شوقعلی رئیسی از منطقه دژکرد اقلید فارس عنوان آثاری هستند که در بخش دیگری از آلبوم «مناقب خوانی درایران» پیش روی مخاطبان قرار گرفته است.
«روایت و پندکبوترها و شهباز» با اجرای روانشاد حسین حیوه چی از منطقه گنبدکاووس گلستان، «پند و مناقب» با اجرای مرحوم مرشد مصطفی طبیب از تهران، «پند و دو بیتی» با اجرای زنده یاد مرشد شوقعلی رئیسی از دژکرد اقلید فارس، «پند و غزل» با اجرای رضا آقامحمد کدخدا از تهران، «پند و غزل» با اجرای عیدی شکاری از منطقه میامی سمنان هم بخش های پایانی این مجموعه موسیقایی را تشکیل می دهند.
هوشنگ جاوید گردآورنده آلبوم «مناقبخوانی در ایران» چندی پیش بود که در نشست تخصصی همین آلبوم که به میزبانی مرکز موسیقی حوزه هنری برگزار شد، توضیح داد: از زمان جشنواره نینوازان در سال ۱۳۶۸ به حوزه هنری آمدم. آن زمان تازه مرکز شنیداری تاسیس شده بود و افرادی مثل محمدجلیل عندلیبی، رضا مهدوی و میرعلینقی برای کمک آمدند تا بتوانیم کاری در حوزه موسیقی نواحی انجام دهیم، چراکه وظیفه حوزه هنری الگوسازی برای جامعه و دستگاههای فرهنگی بود. نتیجه ۲ سال رفت و آمدها هم پرداختن به موسیقی نواحی به صورت شاخه به شاخه با یاریهای علی معلم شد و در نهایت بنیاد علمی پژوهشی جشنوارههای مربوط به موسیقی نواحی پس از انقلاب اسلامی با «نینوازان» گذاشته شد و من در خلال جشنواره متوجه شدم که به قدری موضوعات زیاد است که نمیتوان به عنوان موسیقی ساده به آن پرداخت؛ بنابراین با همکاری افرادی چون مرحوم شیرازی و زندهیاد روح الامینی به دنبال موسیقی آئینی رفتم و ۱۰ سال درباره اینکه آئینها در ایران چه شکلی دارند و موسیقی چقدر مربوط به این آئینهاست پژوهش کردم. وقتی جلوتر رفتم دیدم موسیقی آئینی اقیانوسی است که هیچ چیزی از آن نمیدانیم و حتی شناکردن در این اقیانوس را هم بلد نیستیم.

وی درباره بازگویی نتایج بخشی از پژوهشهایش در حوزه موسیقی آئینی گفت: یکی از شاخههای موسیقی آئینی ما، موسیقی قدسی، آئینی، مذهبی است و موسیقی آئینی فقط دینی و مذهبی نیست. ایرانی همواره با آئین زندگی کرده و باید این شاخههای آئینی را بپذیرد و بداند که در موسیقی آئینی مذهب و دین و نگرشهای باورمندانه و معنوی هم جاری است و در این میان مسئله مهم این است که فهم ما باید به کار آید و با فرهنگسازی کاربرد و نقش آنها را به جامعه منتقل کنیم. در هیچ قومی جشنی وجود ندارد که نامی از خدا، پیغمبر و ائمه در آن برده نشود، برای مثال در عروسیها، عاشقها دعوت میشوند، بسم اللهخوانی و حمدخوانی میکنند و بعد مدح خوانی انجام میشود و بعد افراد عاشقانهخوانی میکنند. ایرانی در طول قرنها یادگرفته چه در سوگ و چه در صور به یاد خدا باشند و این خیلی زیباست.
جاوید همچنین به اشتراکات موسیقایی ایران با کشورهای همسایه چون تاجیکستان اشاره و درباره مناقبخوانی تاکید کرد: مناقبخوانی هنر سادهای نیست، هنری است که ایرانیها برایش خون دادهاند و شهید دادهاند، چراکه مناقبخوانان آداب ایرانی را با آئینهای دینی آمیخته بودند، برای مثال بالابردن دست و دعاکردن از آداب ایرانیهاست که در ادامه به مراسم دینی ورود پیدا کرد. تا جایی که در دورهای از سوی حاکمی در بغداد، بالا بردن دست هنگام دعا ممنوع و با برخورد تند و حتی قطع دست مواجه شد.
این پژوهشگر موسیقی به قدرت مناقبان و عملکرد همچون رسانه آنها و غلوهایی که در اشعارشان داشتهاند پرداخت و اعلام کرد: اینکه حقیقت با خیالپردازی همراه شود و آواز به آن اضافه شود، مناقبخوانی نام دارد. ما در ایران شاعری نداریم که شعر گفته باشد و مناقب نداشته باشد و در این بین عدهای در نحلههای فلسفی مناقبی بسیار جالب دارند.
وی شکلگیری هنرهایی چون شمایلخوانی و پردهخوانی را از راه مناقبخوانی دانست و یادآور شد: در دوره محمود غزنوی، شاعری شعری درباره پیامبر سرود و سلطان محمود دستور داد که از روی این شعر یک چهره کشیده شود و همین شعر توسط اهل سنت در منطقه جنوب خراسان با نام «شمایل پیامبر» هنوز خوانده میشود. در حقیقت از قرن ۷ بسیاری از شاعران گرایش به ائمه پیدا کردند و مناقبسرایی برای امامان تا امروز ادامه پیدا کرد. با آغاز حکومت پهلوی و با منع آئینهای مذهبی، ریشه مناقبخوانان کنده شد و آنها در چند قالب هنری مثل پردهخوانی، معرکهگیری، شمایلخوانی و ذاکران مناقبخوانی کردند.
جاوید مناقبخوانی را هنری معرفی کرد که اصول و مراحل متعددی دارد و به واسطه آن بسیاری از تعالیم دینی و نهی منکر انجام میشده که همین امر نشان از متفکر بودن نیاکان است.

وی همچنین به کتاب مناقبخوانی (موسیقی قدسی، مذهبی و آئینی ایران) اشاره کرد و گفت: آلبوم مناقب خوانی در ایران در حالی به همت میلاد عرفانپور مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری که هنر بومی را خوب میشناسد، منتشر شده که متاسفانه امروز ما اساتید زیادی در این حوزه را از دست دادهایم. ۱۴ نفر از اساتید این حوزه که در آلبوم حضور دارند درگذشتهاند و اگر اثری مانده همین صداهایشان است و به همین علت است که میگویم تنها صداست که میماند. از بین ۵ یا ۶ استاد مناقبخوان باقیمانده نیز، اکبر درویش بلبل، آلزایمر گرفته و در خانه افتاده و کسی به او سر نمیزند و این در حالی است که وی بهترین مناقب خوان ایران در یزد بود. صمد حبیبی هم بر اثر سکته مغزی در دوره کرونا خانهنشین است و چندان قدرت صدای قبلی را ندارد. رضا آقامحمدکدخدا به عنوان آخرین غزلخوان باقی مانده از نسل گذشته است و تنها جلال زند سلیمی، ابوالفضل صدیق و عیدی شکاری مناقب خوانی میکنند.
این پژوهشگر موسیقی نواحی و آئینی کشورمان در پایان تاکید کرد: مناقبخوانی یک موضوعیت در موسیقی ایرانی است، خودش موسیقی خاص ندارد چون از گوشهها و متنهای موسیقی ایرانی بهره گیری کرده است. همچنین یکی دیگر از حافظان موسیقی ردیف و دستگاه ما است. خیلیها هنر شبیه خوانی را مثال میزنند اینطور شبیهخوانی، مناقبخوانی و نقدخوانی هم هست و حتی روضهخوانی و مولودیخوانی بخش ریتمیک را خوب حفظ کردند مانند مولودیخوانی یزد. تمام این شاخهها دست به دست هم دادند تا موسیقی ایرانی را حفظ کنند و همین جا است که همه هنرها اهمیت پیدا میکنند. به هر ترتیب مناقبخوانی پیش از اسلام همان ستایشگری و ستایش پاکان و نیاکان بوده و پس از اسلام ویژه ائمه میشود.